نسل بعدی جنگنده های سوئدی
نیو وبلاگ: اینروزها سوئدی ها در حال گسترش فناوری های پیشرانش، توان الکتریکی، مدیریت حرارتی و پنهان کاری هستند تا بدین ترتیب پایه و اساس نسل بعدی جنگنده های خودرا شکل دهند.
غزال زیاری - اخیراً اداره کل دفاعی سوئد (FMV) در این راستا، بودجه قابل توجه و مسئولیت بزرگی را به شرکت جی کی اِرواسپیس (GKN Aerospace) واگذار کرده تا تمرکزشان را بر روی مدیریت انرژی و کاهش قابلیت شناسایی، بعنوان اصل اساسی و کلیدی رزمی در امتداد حفظ توان هوایی بقاپذیر و سنسورمحور برای پس از سال ۲۰۴۰ میلادی قرار دهند.
در این برنامه به این مساله پرداخته می شود که خروجی الکتریکی بالاتر و مدیریت حرارتی پیشرفته چگونه می تواند از رادارهای قدرتمند، جنگ الکترونیک، رایانش و سنسورهای توزیع شده پشتیبانی کرده و درعین حال به کنترل حرارت و امضاهای تولیدشده بپردازد. بدین ترتیب و با به کارگیری این توانایی ها با پیشرانش، آنها آزادی عمل بیشتری برای به کارگیری سیستم های مأموریتی توانمندتر بدون قربانی کردن برد، بقاپذیری یا پنهان کاری در فضای نبرد رو به رشد خواهند داشت.
معیارهای حیاتی نبردهای هوایی آینده
بدین ترتیب سوئدی ها با سرمایه گذاری هم زمان روی مدیریت حرارتی، توان الکتریکی روی برد، پیشرانش و کاهش قابلیت شناسایی، به سراغ فناوری هایی رفته اند که در جنگنده های پیشرفته، پیوستگی تنگاتنگی با هم دارند. رادارهای آرایه فازی فعال (AESA)، سیستم های جنگ الکترونیک، سنسورهای توزیع شده، رایانش با عملکرد بالا، سامانه های ارتباطی و معماری های پیچیده تلفیق سنسور، همگی نیازمند مقادیر قابل توجهی انرژی الکتریکی و سرمایش هستند.
فعالیت های شرکت جی کی اِرواسپیس هم شامل راهکارهای پیشرفته مدیریت حرارتی برای گرمای تولیدشده به وسیله سیستم های پیشران و تجهیزات روی برد، فناوری های افزایش توان الکتریکی و راهکارهایی برای کاهش قابلیت شناسایی هواپیماست.
رابطه بین این اجزا بشکل یک چرخه است: قابلیت های بیشتر حسگر و جنگ الکترونیک به برق بیشتری نیاز دارد؛ مصرف بیشتر برق گرمای اضافی تولید می کند و مدیریت یا دفع این گرما بدون به خطر انداختن بقاپذیری، چالش اصلی این برنامه خواهد بود. درنتیجه، سوئدی ها اینروزها درحال بررسی تولید نیرو، مدیریت حرارتی و کنترل امضای حرارتی بعنوان یک فضای مهندسی واحد هستند. توان الکتریکی به یک منبع مأموریتی تقریبا قابل مقایسه با سوخت، ظرفیت تسلیحاتی یا عملکرد رایانشی تبدیل می شود و طراحی ظرفیت الکتریکی و حرارتی کافی از همان اول به سیستم های آینده اجازه می دهد بدون نیاز به بازطراحی اساسی تکامل یابند.
پلتفرمی که هنوز تعریف نشده
گرچه هنوز به صورت عمدی، تعریف دقیقی از پلت فرم غائی ارایه نشده ولی هدف FMV کسب آمادگی برای تصمیم گیری درباره ی توان رزمی هوایی سوئد پس از سال ۲۰۴۰ است و نه فقط تأیید قطعی یک هواپیمای خاص. این را می توان در سفارش موازی شرکت ساب (Saab) از جانب FMV هم مشاهده کرد؛ این برنامه شامل نمایشگرهای پروازی و زمینی، مطالعات پیشرفته و مفاهیم سیستم های آینده شامل سیستم های سرنشین دار و بدون سرنشین است و درعین حال قابلیت های این کشور در زمینه های یکپارچه سازی سیستم ها، استقلال، تطبیق امضا، پیشرانش و توسعه دیجیتال را تقویت می کند.
بدین ترتیب گویی سوئد درحال گردآوری بلوک های سازنده فناوری شامل بدنه هواپیما، پیشرانش، انرژی، امضاها، استقلال و یکپارچه سازی سیستم هاست که نتیجه احتمالی اش پس از سال ۲۰۴۰، شامل یک هواپیمای رزمی سرنشین دار آینده تا پلت فرم های رزمی بدون سرنشین یا خانواده ای توزیع شده از سیستم های سرنشین دار و بدون سرنشین در کنار قابلیت های درحال تکامل جنگنده های گریپن خواهد بود.
آنها درحال بررسی مفهوم A۳-۰۰۱ بعنوان مکمل احتمالی گریپن و قابلیت های هوایی سرنشین دار آینده هستند. البته هنوز هیچ مبنای عمومی برای ارتباط مستقیم کار پیشرانش جی کی اِرواسپیس با A۳-۰۰۱ یا هر هواگرد خاص دیگری وجود ندارد و این برنامه ها باید بعنوان عناصر اکتشاف فناوری سوئد درنظر گرفته شوند.
پیشرانش؛ عضو حیاتی معماری بقاپذیری و پنهان کاری
با اشاره به کاهش قابلیت شناسایی هواپیما، به بُعد مهم دیگری برمی خوریم؛ چونکه پیشرانش در یک هواپیمای پنهان کار آینده نمی تواند فقط بعنوان منبع رانش درنظر گرفته شود و مدیریت حرارتی باید علاوه بر حفظ قابلیت اطمینان و عملکرد الکترونیک روی برد، نحوه و محل انتقال گرما از راه هواپیما و سپس به محیط اطراف را کنترل کند.
در یک هواپیمای رزمی بقاپذیر، پیشرانش به بخشی از معماری بقاپذیری گسترده تر هواپیما تبدیل می شود و نه یک زیرسیستم ایزوله که فقط بر مبنای الزامات رانش و مصرف سوخت انتخاب شده باشد.
استقلال فناوری و ابعاد راهبردی ناتو
سوئد اینروزها درحال سرمایه گذاری روی حاکمیت فناوری قبل از انتخاب فرم دقیق توان رزمی خود پس از سال ۲۰۴۰ است و مشغول ارزیابی گزینه های داخلی، مشارکتی و بین المللی را از موضع دانش فنی اساسی است.
این قدرت صنعتی برای ناتو هم اهمیت بالایی دارد؛ چونکه سوئد از زمان پیوستنش به ناتو، به سرعت از یک شریک ساده بسمت برعهده گرفتن مسئولیت های عملیاتی حرکت کرده و در سال ۲۰۲۶ شش جنگنده گریپن سوئدی در فعالیتهای نگهبانی قطبی و پلیس هوایی ناتو مستقر شده و سوئد برای بار اول رهبری یک ماموریت پلیس هوایی ناتو را بر عهده گرفته است.
درنتیجه این پیشرفت ها درزمینهٔ پیشرانش، بقاپذیری، حسگرها، جنگ الکترونیک و عملیات های مشترک سرنشین دار و بدون سرنشین، به تقویت عمق فناوری ناتو و ظرفیت آن در تولید توان هوایی رزمی منعطف در مناطق استراتژیک کمک خواهدنمود.
منبع: armyrecognition
رابطه بین این اجزا بشکل یک چرخه است: قابلیت های بیشتر سنسور و جنگ الکترونیک به برق بیشتری نیاز دارد؛ مصرف بیشتر برق گرمای اضافی تولید می کند و مدیریت یا دفع این گرما بدون به خطر انداختن بقاپذیری، چالش اصلی این برنامه خواهد بود. بدین ترتیب گویی سوئد در حال گردآوری بلوک های سازنده فناوری شامل بدنه هواپیما، پیشرانش، انرژی، امضاها، استقلال و یکپارچه سازی سیستم هاست که نتیجه احتمالی اش بعد از سال ۲۰۴۰، شامل یک هواپیمای رزمی سرنشین دار آینده تا پلتفرم های رزمی بدون سرنشین یا خانواده ای توزیع شده از سیستم های سرنشین دار و بدون سرنشین در کنار قابلیت های در حال تکامل جنگنده های گریپن خواهد بود. این قدرت صنعتی برای ناتو هم اهمیت بالایی دارد؛ چراکه سوئد از زمان پیوستنش به ناتو، به سرعت از یک شریک ساده بسمت برعهده گرفتن مسئولیت های عملیاتی حرکت کرده و در سال ۲۰۲۶ شش جنگنده گریپن سوئدی در فعالیت های نگهبانی قطبی و پلیس هوایی ناتو مستقر شده و سوئد برای بار اول رهبری یک مأموریت پلیس هوایی ناتو را بر عهده گرفته است.
منبع: نیو وبلاگ
این مطلب را می پسندید؟
(0)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب