راز اسطوره هایی که هری پاتر و بازی تاج و تخت را خلق کردند
نیو وبلاگ: با سودجستن از اعماق اسطوره و رازآلودگی سلتیک، ژانر فانتزی مدرن به تار و پودی غنی از قلمروهای اعجاب آور و موجودات عجیب تبدیل گشته است.
به گزارش نیو وبلاگ به نقل از خبر آنلاین، مهِ سبکی بر آب های آرام نشسته است، آن گاه که قایقی قوشکل از راه می رسد تا قهرمانان را به سرزمینی عرفانی ببرد؛ سرزمینی که زمان در آن متفاوت می باشد و گام نهادنِ فانیان در آن امکان ندارد. این مکانی نیست که با جغرافیا از دنیای حقیقی جدا شده باشد، بلکه پرده ای میان واقعیت هاست که خستگان می توانند در آن آرام گیرند.
این صحنه ای از اساطیر ایرلندی یا ولزی نیست، بلکه پایان «ارباب حلقه ها» است؛ آن گاه که گندالف، فرودو و بیلبو باید با دوستان وفادار خود وداع کنند، در صحنه ای که از آن به نیکی و با دلی آکنده از اندوه یاد می شود.
فانتزی مدرن به شدت تحت تأثیر اساطیر مردم و سرزمین های باستانی سلتیک قرار گرفته و بستری حاصلخیز برای تخیل آفریده است. این بازآفرینیِ سبک ها، بن مایه ها و زیبایی شناسی ها، با انطباقِ کهن بر نو، امروزه در سراسر دنیا بعنوان یکی از ارکان اصلی ژانر فانتزی به راحتی قابل تشخیص می باشد.
جنگل لاندگلا، ولز.
منبع: ویکی مدیا کامنز
عناصر بنیادین در اساطیر سلتیک
ایده وجود گذرگاهی جادویی یا دریچه ای به یک دنیای موازیِ اعجاب انگیز، راه خویش را به خیلی از داستان های فانتزی مدرن باز کرده است. این همان روشی است که می توان به قلمروی «دنیای دیگر» یا «تیر نا نوگ» (Tír na nÓg) دست پیداکرد. در افسانه های ایرلندی، این قلمرو مکانی سرشار از شادی و فراوانی است که در کنار دنیای حقیقی وجود دارد. دریچه های آن در تپه های پریان و غارهایی قرار دارند که در آن جا پرده میان این دنیا و «دنیای دیگر» از هرجای دیگری نازک تر است.
اشاراتی به این ایده را می توان در خیلی از داستان های مدرن یافت. در دنیای سی. اس. لوئیس، دسترسی به نارنیا از راه یک آستانه گذار (liminal threshold) ممکن می شود. آن جا مکانی شبیه به «تیر نا نوگ» است که زمان در آن متفاوت می گذرد؛ ممکنست سال ها در نارنیا سپری شود در صورتیکه تنها یک دقیقه در دنیای حقیقی گذشته است. این ایده مستقیماً از داستان های «تیر نا نوگ» در اساطیر ایرلندی تأثیر پذیرفته است، هرچند که اتساع زمان در آن جا برعکس است! یک سال در «تیر نا نوگ» اغلب به مفهوم گذشت ۱۰۰ سال در ایرلند است.
بن مایه عبور از پرده های نازک به دنیایی دیگر از جادو و شگفتی، بطور قطع محدود به نوشته های سی. اس. لوئیس نیست. این بن مایه ای است که در «پلی به طرف ترابیتیا»، مجموعه «هری پاتر»، «هزارتوی پن»، «داستان بی پایان» و «آلیس در سرزمین عجایب»، تنها بعنوان چند نمونه، دیده می شود.
قلمروهای جادوییِ آن سوی این دریچه ها، سرشار از عناصر اعجاب انگیز هستند؛ از مکانهای عجیب و کاخ های خیالی گرفته تا جادوگران، اژدهاها، ترول ها و انواع و اقسام جانوران اساطیری.
پوستر فیلم اکس کالیبور (۱۹۸۱).
منبع: برادران وارنر/IMDb
افسانه های آرتوری از اهمیت ویژه ای برخوردارند؛ افسانه هایی که طی چندین دهه الهام بخش فانتزی مدرن بوده اند. مضامینی چون کامیابی و قدرت، ضعف و فقدان، نفرین های جادویی، موجودات شگفت، شمشیرهای افسون شده و جست وجو برای افتخار، به جهت تکرار گسترده شان، بازهم در ذهن مخاطب امروزی زنده و تازه مانده اند.
اما حتی این داستان ها هم در مقابل تأثیر مشهورترین نویسنده فانتزی مدرن، کم رنگ به نظر می رسند…
(چپ) جی. آر. آر. تالکین.
منبع: ویکی مدیا کامنز؛
(راست) پادشاه جادوگرِ آنگمار،
اثر الکساندر کوروتیچ، ۱۹۸۱.
منبع: ویکی مدیا کامنز
تأثیر تالکین
اگرچه اساطیر سلتیک به راستی به موضوعی محبوب در ژانر فانتزی مدرن بدل شده است، اما انکارناپذیر است که بخش عمده ای از آنچه امروز «فانتزی مدرن» نامیده می شود، مرهون «پدرخوانده » فانتزی مدرن، جی. آر. آر. تالکین است؛ کسی که پی ریزیِ عناصری را برعهده داشت که خیلی از آثار فانتزیِ امروزی بر آن استوار شده اند.
تالکین تلاشی بسزا صرفِ پیشینه روایی و دنیای داستان های خود کرد. او با سودجستن از دانش عمیقش در باب اساطیر اروپا و تسلط بر زبان شناسی، مردمان، مکانها و زبان هایی آفرید که علیرغم قرار گرفتن در قلمروهای خیال انگیزِ ذهنش، کاملا باورپذیر بودند.
در این میان، زبان «سینداری» (Sindarin) الف ها در خور توجه است که تالکین آنرا با تأکید بر آواشناسیِ زبان ولزی ساخت؛ همچنین، الف های «نولدور» در کتاب سیلماریلیونِ تالکین، عمیقاً از «تواتا دِ دانان» (Tuatha Dé Danann) — که در اساطیر ایرلندی، نژادی از موجوداتِ ایزدگونه هستند — الهام گرفته اند.
نولدورها زادگاه خود، «والینور» (Valinor) را در آن سوی دریاها ترک می کنند، به «سرزمین میانه» گام می نهند، کشتی های شان را به آتش می کشند و با «ملکور»، ارباب تاریکی، می ستیزند. در اساطیر ایرلندی نیز، «تواتا دِ دانان» سرزمین های عرفانیِ خویش را ترک می گویند، به ایرلند می رسند، کشتی های شان را به آتش می کشند و برای تسلط بر قلمروی فانیان، با «فوموریان های» هیولایی می جنگند. همین طور چنین مطرح گردیده است که «چشم سائورون» از «بالورِ چشم شرور» (Balor of the Evil Eye)، پادشاه فوموریان ها، تأثیر پذیرفته است؛ چونکه نگاهِ چشمان او می توانست ارتش های بزرگی را نابود کند.
جلد صفحه موسیقی «بو هانسون»، طراحی شده توسط «جین فرست»،
با الهام از «ارباب حلقه ها».
منبع: ویکی مدیا کامنز
با وجود این تأثیرات، تالکین از اینکه آثارش به هر نحوی با «سلتیک» پیوند داده شود، گریزان بود. او نوشت: «من با سنت های سلتیک (بسیاری را به زبان های اصلی شان، ایرلندی و ولزی) آشنا هستم و نسبت به آنها نوعی بیزاری احساس می کنم: به طور عمده به سبب بی منطقیِ بنیادین شان. آنها رنگ و لعابی درخشان دارند، اما همچون پنجره شیشه رنگیِ شکسته و خردشده ای هستند که بدون طرح و نقشه باردیگر کنار هم چیده شده اند. آنها در واقع «دیوانه وار» هستند، همانطور که خواننده شما می گوید؛ اما من باور ندارم که خودم چنین باشم.»
از دیدگاه بصری، تأثیر تالکین در طراحی مؤلفه های «الفی» آثارش بی شباهت به سبک «آرت نوو» (هنر نو) نبود؛ او به جای گره های سلتیکِ متراکم و منظم — که امروزه خود به مترادفی برای زیبایی شناسیِ الفی در فانتزی مدرن تبدیل گشته اند — از فرم های روان، ارگانیک و پرپیچ وخم استفاده می کرد.
اگرچه تالکین ممکنست بیشتر بر ایده های اساطیر نورس (اسکاندیناوی) و ژرمن تکیه کرده باشد، اما زیبایی شناسی آثار او فراتر از تصوراتش تکامل یافته است. در بازآفرینی های مدرن پیتر جکسون از حماسه تالکین، از آلن لی، طراح مفهومی، نقل شده است که او از عناصر طراحی سلتیک و «آرت نوو» بهره برده است؛ موضوعی که دیمیتریا فیمی، محقق آثار تالکین، اشاره می کند که حال و هوایی «سلتیک» به اثر بخشیده است؛ نکته ای که با موسیقی متن هاوارد شور هم تقویت می شود؛ موسیقی ای که آن حس اثیری و ماوراییِ سلتیک را تداعی می کند.
«سوارکارانِ سیده» اثر جان دانکن، ۱۹۱۱.
منبع: گالری ها و موزه های هنری داندی / آرت یوکی / ویکی مدیا کامنز
احیای سلت ها
تصورات ما از آنچه جامعه و زیبایی شناسی سلتیک را شکل داده، بطور قابل توجهی تحت تأثیر «جنبش احیای سلتیک» است؛ مجموعه ای از جنبش ها که در اواخر قرن نوزدهم شروع شد و به فرهنگ سلتیک حیاتی باردیگر بخشید. بخش عمده ای از این تصورات بر پایه پیش فرض ها و خیال پردازی های رمانتیکی استوار است که در سطحی عاطفی با مخاطبان ارتباط برقرار می کند. بخشی از آنچه ما امروز «سلتیک» می نامیم، بشکلی که تصورش می نماییم، وجود خارجی نداشته است. به این دلیل، تصور ما از مؤلفه های «سلتیک» انعطاف پذیر است و درک ما از آن اغلب مبنی بر قطعیت های تاریخیِ مستقیم نیست. همین مورد، آنرا به منبعی بسیار جذاب برای خلق قلمروهای فانتزی و پر کردن آنها با انواع فرهنگ ها و موجودات مبدل کرده است.
می توان به جرأت اظهار داشت که این جنبش هیچگاه واقعا از میان نرفته است؛ بلکه بطور پیوسته توسط موج های متوالی علاقه و توجه، احیا می شود. در دنیای واقعی، این جنبش عاملی در هویت اجتماعیِ ملت های «سلتیک» شمرده می شود. در ساحت تخیل هم بعنوان تاثیری عمده در فانتزی مدرن عمل می کند؛ جایی که خانه ای بسیار مناسب در رسانه های مختلف برای خود یافته است.
اگرچه تصورات مدرن از «سلتیک» ممکنست همیشه کاملا وفادار به منبع اصلی نباشد، اما این ایده، زیبایی شناسی و فضای آن به همان اندازه ای که بستری خلاقانه برای بسط تخیل در رابطه با آنچه «سلتیک» می تواند بازنمایی کند فراهم می آورد، حقیقی هستند.
کیت هرینگتون و رز لزلی در سریال «بازی تاج و تخت».
منبع: اچ بی او انترتینمنت (HBO Entertainment) از راه IMDb
اسطوره های سلتیک در فانتزی مدرن
در حال حاضر، ژانر فانتزی از محبوبیت بسیار بالایی برخوردار می باشد و بطور قطع یکی از پرسودترین ژانرها به شمار می آید. در دو دهه گذشته، سریال «بازی تاج و تخت» و آثار جانبیِ آن، بینندگان را میخکوبِ صفحه نمایش کرده اند.
با توجه به روندِ نفوذِ فرهنگ سلتیک در فانتزی مدرن، اعجاب انگیز نیست که این تأثیرات در این حماسه فراگیرِ جورج آر. آر. مارتین هم حضور داشته باشد. بخش عمده ای از پیشینه روایی «وستروس»، الهام گرفته از تاریخ بریتانیاست که بخش قابل توجهی از آن خود، سلتیک است. این مساله تنها با نگاه کردن به نقشه هم آشکار می شود؛ بخش بزرگی از آن، نسخه ای مشابه از نقشه ایرلند است که ۱۸۰ درجه چرخیده است.
(چپ) تصویری ماهواره ای از ایرلند. منبع: ناسا/فلیکر؛
(راست) نقشه ای از وستروس از «بازی تاج و تخت».
منبع: ویکی مدیا کامنز
البته که این تنها ارجاع سلتیک در «بازی تاج و تخت» نیست. این مجموعه سرشار از نام ها و مکان هایی است که یادآور جزایر بریتانیای باستان هستند. «دیوار» از «دیوار هادریان» الهام گرفته شده است که بریتانیای رومی را از «پیکت ها» در شمال جدا می کرد. یکی از شخصیت های اصلی، «برن» (کلاغ سه چشم)، نامی رایج در اساطیر ایرلندی است و به مفهوم «کلاغ» می باشد؛ در صورتیکه «تیریون» به واژه ولزی «tirion» شباهت دارد که به مفهوم «ملایم» یا «نیک» است. بااینکه این ارتباطِ دومی ممکنست سست باشد، اما انکارناپذیر است که آواشناسیِ آن بسیار ولزی بنظر می رسد.
تاریخ وستروس هم بازتاب دهنده تاریخ انگلستان است. همانطور که مهاجرت های آنگلوساکسون ها، بریتون های سلتیک را بسمت شمال و غرب راند، اندال ها هم «اولین انسان ها» را به شمال عقب راندند؛ که تعداد قابل توجهی از آنها به «وحشی های» آن سوی دیوار بدل شدند – که این خود بازتابی از پیکت ها در واقعیت است.
اسکرین شاتی از بازی The Witcher III: Wild Hunt.
منبع: BANDAI NAMCO Europe/ویکی مدیا کامنز
فراتر از وستروس و سرزمین های «بازی تاج و تخت»، دنیاهای فانتزی بسیار دیگری هم وجود دارند. از آثار درخور توجه، مجموعه کتاب های «ویچر» (The Witcher) است که توسط نویسنده لهستانی، آندژی ساپکوفسکی خلق شده و با گسترش به بازارهای بازیهای ویدیویی و سریال های تلویزیونی، به موفقیتی بین المللی دست یافته است. داستان ها حول محور «گرالت از ریویا»، یک شکارچی هیولای ابرانسانی، و تحت سرپرستیِ او «سیری» (Ciri) می چرخد که به سبب تواناییِ سفر آزادانه میان دنیاها، شخصیتی منحصربه فرد است. همین ویژگی، او را برای «شکار وحشی» (Wild Hunt) بسیار باارزش می کند؛ گروهی از الف های قدرتمند که می خواهند از قدرت های وی برای فرار از دنیای رو به زوال خود بهره ببرند. بااینکه مفهوم سفر میان دنیاها در اساطیر سلتیک — با داستان های سفر به «دنیای دیگر» — به خوبی اثبات شده است، «شکار وحشی» اسطوره ای با ریشه های فراگیر اروپایی (پان-اروپایی) است که در اساطیر سلتیک هم یافت می شود.
بسیاری از مردمان و موجوداتی که در دنیای ویچر ساکن هستند هم مستقیماً از افسانه های سلتیک الهام گرفته اند. در آن جا پیکسی ها (pixies)، بانشی ها (banshees)، بارگست ها (barghests)، اسپرایگان ها (spriggans) و یک «لشن» (موجودی اسلاو) به نام «کرنون» (Kernun) وجود دارند که احیانا اشاره ای به خدای سلتیک، «سرنونوس» (Cernunnos) است.
سرگذشت نارنیا
منبع: ویکی مدیا کامنز
در مجموعه هری پاتر اثر جی. کی. رولینگ هم ارجاعات فراوانی به اسطوره های سلتی دیده می شود و رولینگ خود گفته است که برای خلق این آثار از فولکلور بریتانیا الهام گرفته است. در این مجموعه، علاوه بر بنشی ها، موجوداتی همچون لپرکان ها، کلپی ها، ردکپ ها و بسیاری دیگر از موجودات افسانه ای حضور دارند.
در دهه های اخیر، مجموعه سرگذشت های نارنیا اثر سی. اس. لوئیس هم بار دیگر مورد توجه قرار گرفته است. این مجموعه مملو از تک شاخ ها، اژدهایان و دیگر موجودات خیال انگیزی است که از اسطوره های سلتی الهام گرفته اند. یکی از مهم ترین مفاهیم سلتی در این داستان، توانایی سفر میان جهان های مختلف است. کتاب سوم این مجموعه، سفر کشتی سپیده پیما (The Voyage of the Dawn Treader)، به شدت از یکی از افسانه های کهن ایرلندی در رابطه با سفری دریایی به «جهان دیگر» الهام گرفته است.
درواقع، عبور از مرز و ورود به قلمرویی دیگر، یکی از عناصر بنیادین ادبیات فانتزی به حساب می آید. در رمان داستان لایتناهی (The NeverEnding Story)، شخصیت باستین از راه یک کتاب وارد سرزمین فانتاستیکا (که در نسخه سینمایی فانتازیا نامیده می شود) می شود. همین طور در پل به طرف ترابیتیا (Bridge to Terabithia) ــ چه در رمان و چه در اقتباس های سینمایی آن ــ جهانی که کاملا زاییده تخیل خردسالان است، با تاب خوردن از روی طنابی که از فراز یک جویبار آویزان شده، قابل دسترسی می شود.
غروب خورشید بر فراز صخره های موهر، ایرلند.
منبع: ویکی مدیا کامنز
درون مایه های اسطوره شناسی سلتی به طرز قابل ملاحظه ای انعطاف پذیرند و به سادگی می توان آنها را با قشر بزرگی از جهان های فانتزی سازگار کرد؛ بگونه ای که حتی به راحتی به ژانرهای دیگر هم راه پیدا می کنند. نسخه های امروزی اسطوره های سلتی شاید شباهت چندانی به خاستگاه های باستانی خود نداشته باشند، اما بازهم همان حس شگفتی و رازآلودگی را حفظ نموده اند؛ خاصیت ای که هزاران سال پیش این روایتها را تا این اندازه جذاب و ماندگار ساخته بود.
بازآفرینی عناصر اسطوره شناسی سلتی طی قرن ها مخاطبان را مجذوب خود نگه داشته است و نشان میدهد که این اندیشه ها و روایتهای سلتی بازهم آینده ای روشن برای حفظ، تداوم و تکامل در پیش دارند.
نویسنده: گرگ بیِر، کارشناس تاریخ و زبان شناسی (کارشناسی)، دارای دیپلم روزنامه نگاری
منبع: www.thecollector.com
259
این مطلب را می پسندید؟
(0)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب