داستان خونین جنگ داخلی اسپانیا
نیو وبلاگ: پادگان های سراسر اسپانیا مقابل دولت شورش کردند. کارگران و کشاورزان در مقابل قیام ایستادند، اما در خیلی از شهرها دولت جمهوری خواه از دادن اسلحه به آنها خودداری کرد و ملی گرایان به زودی کنترل شهرها را به دست گرفتند.
به گزارش نیو وبلاگ به نقل از خبر آنلاین؛ در ۱۷ ژوئیه ۱۹۳۶ [۲۶ تیر ۱۳۱۵]، جنگ داخلی اسپانیا با شورش افسران نظامی جناح راست در «مراکش اسپانیا» شروع شد و به سرعت به خاک اصلی اسپانیا گسترش یافت. ژنرال فرانسیسکو فرانکو از جزایر قناری پیامی رادیویی پخش کرد و از تمام افسران ارتش خواست تا به این قیام بپیوندند و دولت جمهوری خواه چپ گرای اسپانیا را سرنگون کنند. ظرف سه روز، شورشیان توفیق یافتند مراکش، بخش بزرگی از شمال اسپانیا و چندین شهر کلیدی در جنوب را تصرف کنند. جمهوری خواهان هم در سایر مناطق، ازجمله مادرید (پایتخت)، موفق به سرکوب قیام شدند. بعد از آن، جمهوری خواهان و ملی گرایان (نامی که شورشیان خودرا با آن می خواندند) آغاز به تحکیم قدرت در مناطق تحت کنترل خود کردند و هزاران نفر از مخالفان سیاسی احتمالی را اعدام کردند. در همین حال، فرانکو با هواپیما به مراکش رفت تا ارتش آفریقا را برای انتقال به خاک اصلی آماده کند.
در سال ۱۹۳۱، آلفونسوی سیزدهم، پادشاه اسپانیا، انتخابات سراسری برگزار کرد تا تکلیف دولت مشخص شود؛ رای دهندگان با اکثریت قاطع به لغو نظام پادشاهی و برگزاری یک جمهوری لیبرال رای دادند. آلفونسو به تبعید رفت و «جمهوری دوم» که در ابتدا تحت سلطه لیبرال های طبقه متوسط و سوسیالیست های میانه رو بود، اعلام موجودیت کرد. در دو سال نخست جمهوری، اتحادیه های کارگری و رادیکال های چپ، اصلاحات لیبرالی گسترده ای را تحمیل کردند و مناطق استقلال طلب کاتالونیا و باسک به خودمختاریِ تقریباً کاملی دست پیدا کردند.
اشرافِ زمین دار، کلیسا و یک حلقه بزرگ از نظامیان با جمهوری مخالف بودند و در نوامبر ۱۹۳۳، نیروهای محافظه کار در انتخابات باردیگر کنترل دولت را به دست گرفتند. در واکنش به این امر، سوسیالیست ها در مناطق معدنیِ آستوریاس دست به انقلاب زدند و ناسیونالیست های کاتالان هم در بارسلونا شورش کردند. ژنرال فرانکو به نمایندگی از دولت محافظه کار، این «انقلاب اکتبر» را سرکوب کرد و در سال ۱۹۳۵ به مقام رئیس ستاد ارتش رسید. در فوریه ۱۹۳۶، انتخابات جدید، «جبهه خلق» (یک ائتلاف چپ گرا) را به قدرت رساند و فرانکو که یک سلطنت طلب سرسخت بود، به یک سمتِ بی اهمیت در جزایر قناری در سواحل آفریقا تبعید شد.
افسران ارتش که بیم آن داشتند دولت لیبرال راه را برای انقلاب مارکسیستی باز کند، برای قبضه قدرت توطئه کردند. فرانکو بعد از دوره ای تردید، با این توطئه نظامی موافقت نمود. براساس برنامه قرار بود عملیات در ساعت ۵ بامداد ۱۸ ژوئیه در مراکش و ۲۴ ساعت بعد در اسپانیا آغاز شود. این اختلاف زمانی به ارتش آفریقا فرصت می داد تا قبل از انتقال به سواحل اندلس اسپانیا توسط نیروی دریایی، کنترل مراکش را تثبیت کند.
در بعدازظهر ۱۷ ژوئیه، طرح عملیات برای بامداد روز بعد در شهر ملیلیای مراکش افشا شد و شورشیان مجبور شدند زودتر از موعد دست به کار شوند. به زودی شهرهای ملیلیه، سئوتا و تطوان به دست ملی گرایان افتاد؛ آنها از حمایت نیروهای محافظه کار مراکشی که با دولت چپ گرای مادرید مخالف بودند هم برخوردار شدند. دولت جمهوری خواه فورا بعد از آغاز شورش از آن آگاه شد، اما اقدام چندانی برای پیشگیری از گسترش آن به خاک اصلی انجام نداد.
روز بعد، پادگان های سراسر اسپانیا ضد دولت شورش کردند. کارگران و کشاورزان در مقابل قیام ایستادند، اما در خیلی از شهرها دولت جمهوری خواه از دادن سلاح به آنها خودداری کرد و ملی گرایان به زودی کنترل شهرها را به دست گرفتند. در مناطق محافظه کاری همچون «کاستی یا قدیم» و «ناوار»، ملی گرایان بدون خون ریزی چندانی قدرت را قبضه کردند، اما در مناطق دیگر، مانند شهر به شدت استقلال طلبِ بیلبائو، جرأت نکردند از پادگان های شان بیرون بروند. شورش ملی گرایان در نیروی دریایی اسپانیا تا حد زیادی شکست خورد و ناوهای جنگی که توسط کمیته های ملوانان اداره می شدند، نقشی اساسی در حفظ چندین شهر ساحلی برای جمهوری داشتند. با این حال، فرانکو موفق شد ارتش آفریقا را از مراکش به خاک اصلی منتقل کند و طی چند ماه بعد، نیروهای ملی گرا به سرعت بخش بزرگی از مناطق تحت کنترل جمهوری خواهان در مرکز و شمال اسپانیا را تصرف کردند. مادرید در نوامبر همان سال تحت محاصره قرار گرفت.
در طول سال ۱۹۳۷، فرانکو نیروهای ملی گرا را تحت فرماندهی «فالانژ» (حزب فاشیست اسپانیا) متحد کرد، در حالیکه جمهوری خواهان تحت نفوذ کمونیست ها قرار گرفتند. آلمان و ایتالیا با تجهیزات فراوان شامل هواپیما، تانک و سلاح به فرانکو کمک کردند و اتحاد جماهیر شوروی به یاریِ طرف جمهوری خواه شتافت. علاوه بر این، هزاران کمونیست و سایر رادیکال ها از فرانسه، شوروی، آمریکا و دیگر نقاط، «تیپ های بین المللی» را تشکیل دادند تا به آرمان جمهوری خواهان کمک کنند. مهم ترین موفقیت این نیروهای خارجی، دفاع موفق از مادرید تا پایان جنگ بود.
در ژوئن ۱۹۳۸، ملی گرایان با پیشروی به سوی دریای مدیترانه، قلمروی جمهوری خواهان را به دو نیم تقسیم کردند. اواخر همان سال، فرانکو حمله بزرگی را ضد کاتالونیا شروع کرد. در ژانویه ۱۹۳۹، مرکز آن یعنی بارسلونا سقوط کرد و دیری نپایید که مابقی کاتالونیا هم به دست آنان افتاد. در حالیکه کار جمهوری خواهان حدودا تمام شده بود، رهبران آن تلاش کردند برای صلح مذاکره کنند، اما فرانکو نپذیرفت. عاقبت در ۲۸ مارس ۱۹۳۹ [۷ فروردین ۱۳۱۸]، جمهوری خواهان مادرید را تسلیم کردند و جنگ داخلی اسپانیا به پایان رسید. در این جنگ که ویرانگرترین واقعه در تاریخ اسپانیا به حساب می آید، تا یک میلیون نفر جان خودرا از دست دادند. فرانکو بعد از آن تا زمان مرگش در سال ۱۹۷۵ بعنوان دیکتاتور بر اسپانیا حکومت کرد.
منبع: history.com
۲۵۹
به اجمال، در سال ۱۹۳۱، آلفونسوی سیزدهم، پادشاه اسپانیا، انتخابات سراسری برگزار کرد تا تکلیف دولت مشخص شود؛ رای دهندگان با اکثریت قاطع به لغو نظام پادشاهی و برگزاری یک جمهوری لیبرال رای دادند. آلفونسو به تبعید رفت و جمهوری دوم که در ابتدا تحت سلطه لیبرال های طبقه متوسط و سوسیالیست های میانه رو بود، اعلام موجودیت کرد. در این جنگ که ویرانگرترین واقعه در تاریخ اسپانیا به حساب می آید، تا یک میلیون نفر جان خودرا از دست دادند.
این مطلب را می پسندید؟
(0)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب