عهدنامه گلستان از افسانه وصیت نامه پتر تا شکست ایران در قفقاز
نیو وبلاگ: نیو وبلاگ: عهدنامه گلستان یکی از مهم ترین و تلخ ترین اسناد تاریخ روابط ایران و روسیه در دوره قاجار است؛ عهدنامه ای که بعد از نزدیک به یک دهه جنگ میان ایران و امپراتوری روسیه، در سال 1813 میلادی به امضا رسید و بخش بزرگی از سرزمین های تحت حاکمیت ایران در قفقاز را از ایران جدا کرد.
با این وجود، در روایتهای در ارتباط با این واقعه گاه گفته می شود که ریشه این تحولات به «وصیت نامه پتر اول» بازمی گردد؛ سندی که در آن سفارش شده بود روسیه با تسلط بر قفقاز، ایران را تضعیف و سپس راه خودرا به طرف خلیج فارس و سرزمین هند باز کند. عبارت مشهور در ارتباط با «رگ حساس ایران» هم در همین چارچوب نقل شده است.
اما از نظر تاریخی، نمی توان این مطالب را بعنوان سخنان یا وصیت واقعی پتر اول نقل کرد. پژوهش های تاریخی درباره ی «وصیت نامه سیاسی پتر کبیر» نشان داده اند که این سند اصالت تاریخی ندارد و همچون اسناد جعلی یا مجعولی است که در قرن نوزدهم، خصوصاً در فضای رقابت سیاسی اروپا با روسیه، رواج پیدا کرد. اولین انتشار شناخته شده آن هم در سال ۱۸۱۲ صورت گرفت؛ یعنی نزدیک به یک قرن بعد از مرگ پتر اول. بنابراین، هرچند سیاست توسعه طلبانه روسیه در قفقاز واقعیتی تاریخی است، نسبت دادن مستقیم آن به یک وصیت نامه منسوب به پتر اول، از نظر تاریخی قابل دفاع نیست.
ریشه مستقیم جنگ ایران و روسیه را باید در تحولات سیاسی و نظامی قفقاز جست وجو کرد. روسیه در آغاز قرن نوزدهم سیاست گسترش نفوذ خود در قفقاز را شدت بخشید. الحاق گرجستان به امپراتوری روسیه در سال ۱۸۰۱ و سپس پیشروی روس ها در قلمرو خان نشین های قفقاز، زمینه ساز برخورد مستقیم با حکومت قاجار شد. جنگ نخست ایران و روسیه از سال ۱۸۰۴ شروع شد و تا ۱۸۱۳ ادامه یافت.
ایران در قسمتهایی از این جنگ مقاومت قابل توجهی نشان داد؛ اما در مراحل پایانی، وضعیت به زیان ایران تغییر نمود. یکی از نقاط عطف جنگ، نبرد اصلاندوز در سال ۱۸۱۲ بود که در آن نیروهای عباس میرزا از قوای روسیه شکست خوردند. بعد از آن هم سقوط لنکران در سال ۱۸۱۳ موقعیت روس ها را در منطقه تقویت کرد و در نهایت راه برای پذیرش صلح و انعقاد عهدنامه گلستان هموار شد.
در این بین، نباید از ضعف های ساختاری حکومت قاجار و ارتش ایران غافل شد. ارتش ایران در آن دوره هنوز فاصله قابل توجهی با ارتش های منظم اروپائی داشت و بخش مهمی از نیروی نظامی کشور را نیروهای غیرحرفه ای و نیروهای بسیج شده از میان قبایل و گروههای محلی تشکیل می دادند. عباس میرزا تلاش هایی برای اصلاح و نوسازی نظامی انجام داد، اما این اقدامات برای ایجاد توازن پایدار با قدرت نظامی روسیه کافی نبود.
از طرف دیگر، حکومت قاجار در مقاطعی به حمایت قدرت های اروپایی، خصوصاً بریتانیا، امید بسته بود. اما منافع قدرت های اروپائی الزاماً با منافع ایران منطبق نبود. روسیه هم در مقاطع مختلف جنگ، تحت تأثیر تحولات اروپا قرار داشت و هنگامی که فشار جنگ های اروپائی بر آن کم شد، امکان تمرکز بیشتری بر جبهه قفقاز پیدا کرد. همین مسئله نشان داد که اتکا به حمایت قدرت های خارجی نمی تواند جایگزین ایجاد توان نظامی و دیپلماسی مستقل شود.
عهدنامه گلستان در ۲۴ اکتبر ۱۸۱۳ منعقد گردید و برمبنای آن ایران حاکمیت روسیه بر سرزمین های گسترده ای در قفقاز، همچون گرجستان، قره باغ، گنجه، شکی، شیروان، قوبا، دربند، باکو و قسمتهایی از تالش را به رسمیت شناخت. مرز جدید هم عمدتا برمبنای وضع موجود در زمان پایان جنگ تعیین شد.
یکی از مهم ترین مشکلات عهدنامه، ابهام در تعیین برخی مرزها، خصوصاً در منطقه تالش، بود. مقرر شده بود کمیسیون هایی از دو طرف حدود دقیق مناطق مورد اختلاف را تعیین کنند. همین ابهام، اختلافات مرزی را بعد از انعقاد عهدنامه پایان نداد و حتی در سالیان بعد به یکی از زمینه های تشدید تنش میان ایران و روسیه تبدیل شد.
عهدنامه گلستان در ایران با مخالفت و نارضایتی گسترده مواجه شد. این واکنش تنها ناشی از از دست رفتن سرزمین ها نبود؛ بلکه با فضای مذهبی و اجتماعی آن زمان هم ارتباط داشت. قبل از پایان جنگ، برخی علمای شیعه مبارزه با روسیه را در قالب جهاد مطرح کرده بودند و همین مساله شکست و واگذاری سرزمین ها را برای قسمتهایی از جامعه سنگین تر می کرد.
با این وجود، گلستان پایان مناقشه ایران و روسیه نبود. ابهامات مرزی، اختلاف بر سر مناطق مورد مناقشه و تلاش ایران برای بازپس گیری سرزمین های از دست رفته، عاقبت به جنگ دوم ایران و روسیه در سالیان ۱۸۲۶ تا ۱۸۲۸ انجامید. این جنگ هم با شکست ایران به پایان رسید و عهدنامه ترکمانچای در سال ۱۸۲۸ به واگذاری خان نشین های ایروان و نخجوان و بخش باقیمانده تالش به روسیه انجامید.
از این منظر، عهدنامه گلستان را باید نه نتیجه اجرای یک «وصیت نامه پنهانی پتر کبیر»، بلکه حاصل مجموعه ای از عوامل تاریخی دانست: سیاست توسعه طلبانه امپراتوری روسیه در قفقاز، ضعف ساختاری دولت و ارتش قاجار، ناکامی اصلاحات نظامی در ایجاد توازن با روسیه، محاسبات ناصحیح درباره ی نقش قدرت های اروپائی و عاقبت شکست های نظامی ایران در مراحل پایانی جنگ.
درس مهم این واقعه آنست که در روابط میان دولت ها، قدرت نظامی، توان اقتصادی، کیفیت حکمرانی و شناخت دقیق از منافع و محاسبات قدرت های خارجی، در کنار دیپلماسی، نقش تعیین کننده دارند. شکست ایران در قفقاز را نمی توان تنها با «خیانت خارجی» یا تنها با «بی کفایتی داخلی» توضیح داد؛ بلکه باید آنرا نتیجه تعامل مجموعه ای از عوامل داخلی، منطقه ای و بین المللی دانست.
منبع: newweblog.ir
این مطلب را می پسندید؟
(0)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب